critical analysis on snapback mechanism in JACOPA : A CASE STUDY IN THE FRAME OF INTERNATIONAL LAW AND PHILOSOPHY

Document Type : Original Article

Author

Graduate of university of Tehran

10.22081/phlq.2025.73016.1151

Abstract

مکانیسم ماشه در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، ابزاری حقوقی با پیامدهای عمیق سیاسی و فلسفی است که با هدف تضمین اجرای تعهدات هسته‌ای ایران طراحی شد. این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل اسنادی، به بررسی چارچوب قانونی این مکانیسم در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این سازوکار در عین حال که ابزاری مؤثر برای راستی‌آزمایی و نظارت است، چالش‌های جدی برای اصول حاکمیت ملی و رویه‌های استاندارد حقوق بین‌الملل ایجاد می‌کند. در این پژوهش، به تحلیل انتقادی پیامدهای سیاسی، و همچنین ابعاد اخلاقی و فلسفی مربوط به مفاهیمی چون عدالت و اعتماد در روابط بین‌الملل پرداخته شده است.مکانیسم ماشه در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، ابزاری حقوقی با پیامدهای عمیق سیاسی و فلسفی است که با هدف تضمین اجرای تعهدات هسته‌ای ایران طراحی شد. این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل اسنادی، به بررسی چارچوب قانونی این مکانیسم در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این سازوکار در عین حال که ابزاری مؤثر برای راستی‌آزمایی و نظارت است، چالش‌های جدی برای اصول حاکمیت ملی و رویه‌های استاندارد حقوق بین‌الملل ایجاد می‌کند. در این پژوهش، به تحلیل انتقادی پیامدهای سیاسی، و همچنین ابعاد اخلاقی و فلسفی مربوط به مفاهیمی چون عدالت و اعتماد در روابط بین‌الملل پرداخته شده است.مکانیسم ماشه در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، ابزاری حقوقی با پیامدهای عمیق سیاسی و فلسفی است که با هدف تضمین اجرای تعهدات هسته‌ای ایران طراحی شد. این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل اسنادی، به بررسی چارچوب قانونی این مکانیسم در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این سازوکار در عین حال که ابزاری مؤثر برای راستی‌آزمایی و نظارت است، چالش‌های جدی برای اصول حاکمیت ملی و رویه‌های استاندارد حقوق بین‌الملل ایجاد می‌کند. در این پژوهش، به تحلیل انتقادی پیامدهای سیاسی، و همچنین ابعاد اخلاقی و فلسفی مربوط به مفاهیمی چون عدالت و اعتماد در روابط بین‌الملل پرداخته شده است.مکانیسم ماشه در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، ابزاری حقوقی با پیامدهای عمیق سیاسی و فلسفی است که با هدف تضمین اجرای تعهدات هسته‌ای ایران طراحی شد. این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل اسنادی، به بررسی چارچوب قانونی این مکانیسم در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این سازوکار در عین حال که ابزاری مؤثر برای راستی‌آزمایی و نظارت است، چالش‌های جدی برای اصول حاکمیت ملی و رویه‌های استاندارد حقوق بین‌الملل ایجاد می‌کند. در این پژوهش، به تحلیل انتقادی پیامدهای سیاسی، و همچنین ابعاد اخلاقی و فلسفی مربوط به مفاهیمی چون عدالت و اعتماد در روابط بین‌الملل پرداخته شده است.مکانیسم ماشه در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، ابزاری حقوقی با پیامدهای عمیق سیاسی و فلسفی است که با هدف تضمین اجرای تعهدات هسته‌ای ایران طراحی شد. این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل اسنادی، به بررسی چارچوب قانونی این مکانیسم در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این سازوکار در عین حال که ابزاری مؤثر برای راستی‌آزمایی و نظارت است، چالش‌های جدی برای اصول حاکمیت ملی و رویه‌های استاندارد حقوق بین‌الملل ایجاد می‌کند. در این پژوهش، به تحلیل انتقادی پیامدهای سیاسی، و همچنین ابعاد اخلاقی و فلسفی مربوط به مفاهیمی چون عدالت و اعتماد در روابط بین‌الملل پرداخته شده است.مکانیسم ماشه در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، ابزاری حقوقی با پیامدهای عمیق سیاسی و فلسفی است که با هدف تضمین اجرای تعهدات هسته‌ای ایران طراحی شد. این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل اسنادی، به بررسی چارچوب قانونی این مکانیسم در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این سازوکار در عین حال که ابزاری مؤثر برای راستی‌آزمایی و نظارت است، چالش‌های جدی برای اصول حاکمیت ملی و رویه‌های استاندارد حقوق بین‌الملل ایجاد می‌کند. در این پژوهش، به تحلیل انتقادی پیامدهای سیاسی، و همچنین ابعاد اخلاقی و فلسفی مربوط به مفاهیمی چون عدالت و اعتماد در روابط بین‌الملل پرداخته شده است.مکانیسم ماشه در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، ابزاری حقوقی با پیامدهای عمیق سیاسی و فلسفی است که با هدف تضمین اجرای تعهدات هسته‌ای ایران طراحی شد. این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل اسنادی، به بررسی چارچوب قانونی این مکانیسم در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این سازوکار در عین حال که ابزاری مؤثر برای راستی‌آزمایی و نظارت است، چالش‌های جدی برای اصول حاکمیت ملی و رویه‌های استاندارد حقوق بین‌الملل ایجاد می‌کند. در این پژوهش، به تحلیل انتقادی پیامدهای سیاسی، و همچنین ابعاد اخلاقی و فلسفی مربوط به مفاهیمی چون عدالت و اعتماد در روابط بین‌الملل پرداخته شده است.

Keywords



Articles in Press, Accepted Manuscript
Available Online from 02 October 2025
  • Receive Date: 27 September 2025
  • Revise Date: 29 September 2025
  • Accept Date: 02 October 2025